پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
281
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
اين دوازده عنصر به ساختن خانهء خدا ، به عنوان قطعات اصلى بنا ، كمك مىكنند . ولى آيا اين خانه باز هم دل مؤمن است ؟ به نظر مىآيد كه انديشهء نورى از قلمرو خاص به قلمرو عامّ اسلام مىلغزد . آيا ميدانى كه در برابر شاه گسترده مىشود ابعاد اين اسلام را به خود نمىگيرد ؟ در هر حال ، نورى در اين آخرين بخش رسالهء خود از زبان استعارى به زبان انتزاعى متكلّمان منتقل مىشود : استعارهء خانه را رها مىكند و به شمارش انتزاعى اصولى كه اسلام بر آنها مبتنى است مىپردازد . از اين رو ، توصيف او دربارهء دل به عنوان خانهء خدا ناگهان تغيير جهت مىدهد و ما را خرسند ناكرده رها مىكند . اين احساس هنگامى تقويت مىشود كه اين نوشتههاى نورى را با نوشتههاى صوفيان ديگر كه استعارهء « بيت » را به كار بردهاند مقايسه كنيم . آن گاه مىبينيم كه نويسندهء ما در حدّاستعاره ، به متداولترين معنى لفظ ، باقى مانده است ، و استعاره براى او - لااقل در اين نوشتهها - تدبيرى براى عرضهء انديشه بيش نيست . شيوهاى كه مثلا نفّرى در بررسى استعارهء « بيت » به كار مىبرد با از آن نورى كاملا متفاوت است ، ولى البته درست است كه نزد او استعاره به نماد حقيقى تغيير شكل مىدهد . نفّرى خود را در درون « بيت المعمور « 42 » » ى مىيابد كه در آن فرشتگان و همهء ديگر ساكنان « معبد آسمانى » را مىبيند كه خداى را نماز مىبرند . سپس خداى را مىبيند كه على الدّوام در نماز است در حالى كه خانه ناپديد مىشود و مىبيند كه فرشتگان ديگر به نماز ادامه نمىدهند . آنگاه خدا خطاب به نفّرى در خانهء خود ، كه دل اوست ، سخن مىگويد : « به من گفت : من حكومت خانهء خود را در هر خانهاى نهفتهام ، به قسمى كه با آن خانهء من بر هر خانهاى حكومت دارد . » « 43 » به اين ترتيب ، خدا نقش مثالى بيت المعمور يا ، چنان كه تلمسانى « 44 » مىگويد ، « قصدمندى جامع » آن را اعلام مىكند : هر خانهاى به اين اعتبار خانه خداست كه « در درون بيت المعمور او » ست ( ضمن بيته المعمور ) . خدا مستلزمات اين تضمّن و شرايط مؤثّر واقع شدن آن را چنين تعيين مىكند : « به من گفت : خانهات را از « سوا » ى من تهى كن ، و مرا به هر شيوهاى كه برايت آسانتر است ياد كن . آنگاه مرا در جزءجزء خانهات خواهى ديد . . . و به من گفت : اگر مرا در خانهات تنها ديدى ، از آن بيرون مرو ؛ و اگر مرا با « سوا » ى من ديدى ، چهره و دلت را بپوشان تا آن گاه كه « سوى » بيرون رود ؛ زيرا اگر آنها را نپوشانى ، تو بيرون مىروى و « سوى » مىماند ، و اگر
--> ( 42 ) . اين « بيت المعمور » آيهء چهارم سورهء طور است ( وَ الطُّورِ وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ ) . روايتى قديم ، كه به ابن عبّاس مىرسد و تفسير مقاتل آن را تصديق مىكند ، اين « بيت معمور » را مثال آسمانى كعبه مىداند كه مسكن فرشتگان است ، و آن را در آسمان پنجم جاى مىدهد . ( 43 ) . كتاب المواقف ، چاپ آربرى ، ص 39 ( موقف 20 ) . ( 44 ) . تفسير مواقف ، نسخهء خطى كوپريلى .